close
تبلیغات در اینترنت
تو را من چشم در راهم

تو را من چشم در راهم

برای مولایم مهدی
1
تو را من چشم در راهم
نه شب هنگام
که صبح و نیمروزم نیز از یاد تو سرشار است
به هنگامی که درب فجر از شام سیاهم باز می‌گردد
به گلخند نگاهت با سحر همراز می‌گردد،
تو را می‌خوانم و با خویش می‌گویم:
تو را من چشم در راهم

به هنگامی که باغ صبحدم پر می‌شود از خندة خورشید
و صدگل می‌شکوفد از نگاه مهربان او
به یادت سخت می‌گریم
تو خورشید دل افروزی
خدا را، از چه پنهان مانده ای
در ابرهای تیرة ایام
چرا این غنچه‌های تنگ دلهامان،
ز گرمای نگاهت، سخت محرومند؟

تو را من چشم در راهم
نه شب هنگام
که صبح و نیمروزم نیز از یاد تو سرشار است
به هنگامی که روزم، چادر شب می‌کشد بر سر
و لبریز از سکوت و سرد می‌گردد
من از هجر تو بی تابم
امید جان خسته، روشنای آب و مهتابم!
من از بی تو نشستن سخت دلتنگم
پریشانم!
کجایی تا که از دیدار یار خود
بریزم شهد آرامش به کام بیقرار خود؟
کجایی ای چراغ روشن شبهای ظلمانی؟
بر این زندان سرد و تیرة ایام
بتاب ای جان جانها
آفتاب روشن دلها
«تو را من چشم در راهم...»

دت



برچسب ها : شعر امام زمانی , شعر امام زمان , شعر امام زمان محرم , شعر امام زمان و محرم , شعر امام زمان در محرم , شعر امام زمان ترکی , شعر امام زمان لطیفیان , شعر+امام زمان+حافظ , شعر امام زمان جمعه , شعر امام زمان برقعی , شعر امام زمان عج , شعر فراق امام زمان عج , شعر درمورد امام زمان عج , شعر امامت امام زمان عج , شعر غزل امام زمان عج , شعر درباره ی امام زمان عج , شعر در وصف امام زمان عج , شعر درباره ي امام زمان عج , شعر کودکانه درباره امام زمان (عج) , شعر زیبا درباره امام زمان عج ,
[ یکشنبه 26 بهمن 1393 ] [ 13:9 ] [ رضا ]