close
تبلیغات در اینترنت
از نیام غیبتت بیرون درآ

از نیام غیبتت بیرون درآ

ای به دستت تیغ تیز ذوالفقار 

سبز پوش سرزمین انتظار 

 

وارث محراب و خون صبحگاه 

انعکاس ناله های قعر چاه 

 

وارث دروازه های نیم سوز 

گریه های صبح و شام و نیم روز 

 

وارث خون دل و تابوت و تیر 

کیسه های نان و رطب را باز گیر 

 

زخم دار نیم روز کربلا 

نوحه خوان غربت خون خدا 

 

وارث مشک و فرات و دستها 

ره گشای راه در بن بستها 

 

وارث تشت طلا و چوب و لب 

صوت قرآن و تنور و نیمه شب 

 

با غل و زنجیر و زندان آشنا 

هم قفس در بند با موسی الرضا (ع) 

 

آشنای قبرهای بی نشان 

هم نوا با گریه های مادران 

 

کی ز ماذن می رسد فریاد تو 

وای بر ما گر نباشد یاد تو 

 

وای بر ما خستگان بی شکیب 

گر نی جوشیم با «امن یجیب » 

 

وای بر ما رهروان نیمه راه 

گر نمی آید ز سینه سوز و آه 

 

باقی حق در زمین و آسمان 

آیه های لن ترانی را مخوان 

 

بی لهیب سینه هامان طور نیست 

شاممان را تا طلوعت نور نیست 

 

بی فروغت روزهامان تیره ماند 

چشمها بر آستانت خیره ماند 

 

زخمهای شیعیان سر باز کرد 

غربتی دیرینه را آغاز کرد 

 

عشق را آغاز و انجامی نماند 

از مسلمانی بجز نامی نماند 

 

در غروب روشناییها مانده ایم 

از رواق سامرا جا مانده ایم 

 

قلب ما در سینه پرپر می زند 

نیمه شبها حلقه بر در می زند 

 

ما و دستی کوته و دامان تو 

جان بکف آماده فرمان تو 

 

با حسین از کربلا آغاز کن 

عقده های شیعیان را باز کن 

 

چشمها را رخصت پرواز ده 

بار دیگر عشق را آواز ده 

 

تیغ قهر و انتقام کبریا 

از نیام غیبتت بیرون درآ 

 

بعد عمری انتظار و انتظار 

در بقیع سینه هامان پا گذار



برچسب ها : وارث خون دل , ذوالفقار , کربلا , قرآن , گریه , مادر ,
[ چهارشنبه 15 بهمن 1393 ] [ 22:3 ] [ رضا ]