close
تبلیغات در اینترنت
عریضه نویسی

عریضه نویسی


 
اغلب لغت شناسان عریضه را به عرض حال و درخواست نامه معنی می کنند (1) او برای «عرض» معانی مختلفی بیان می کنند که یکی از آنها، بیان مطلبی از طرف فرد کوچکتر به بزرگتر است؛ بر این اساس معنی به عرض رساندن عبارت از گفتن و بیان کردنِ مطلبی از طرف کوچکتر به بزرگ تر است. (2) .
در اصطلاح، عریضه نویسی یکی از شیوه های خاصّ توسل است که در طول تاریخ، در فرهنگ اسلامی همواره مورد توجه بوده است.
توضیح آن که گاهی افراد جامعه با یک سلسله نیاز و گرفتاری ها مواجه می شوند که برحسب ظاهر امکان برطرف نمودن آنها از طریق اسباب عادی میسّر نیست، یا حد اقل بسیار مشکل است؛ در چنین مواردی به جای نا امید شدن و زانوی غم در بغل گرفتن، از ناحیه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و ائمه اطهارعلیهم السّلام توصیه شده است که از اموری نظیر دعا و توسل که در جای خود اثبات شده است -که هریک از آنها اگر مؤثّرتر از اسباب وعلل عادی نباشند کمتر از آنها نیستند- کمک گرفته شود. آن گاه برای خود توسّل، شیوه های مختلفی بیان شده است که از جمله آنها نوشتن عریضه است.
عریضه گاهی خطاب به خداوند تبارک و تعالی نوشته می شود ودر آن فرد نیازمند ضمن اشاره به مشکل و حاجت مورد نظر خود به مقام و منزلت یکی از معصومین علیهم السّلام یا همه آنها در پیشگاه خداوند متوسل می شود؛ و یا این که عریضه مستقیما به معصوم علیه السلام نوشته می شود تا او بواسطه قرب و ارج و منزلتی که در نزد خداوند متعال از او برآورده شدن یا برطرف گشتن آن حاجت و مشکل را درخواست نماید؛ و یا این که خود معصوم علیه السّلام بواسطه ولایت و قدرتی که از ناحیه پروردگار عالم به او اعطا شده است، به اذن خداوند مهربان این نیاز و گرفتاری را برطرف سازد.
بدیهی است که هیچ یک از این امور با قیودی که به آنها ذکر شد به اموری نظیر شرک و بت پرستی و... منتهی نمی شوند.

ادامه مطلب. . .

توجیه عقلی و ادله نقلی عریضه نویسی

از بررسی مجموعه آیات و روایاتی که در صدد تبیین منزلت وکمالات وجودی اهل بیت علیهم السّلام هستند، چنین معلوم می شود که ائمه اطهارعلیهم السّلام علاوه بر ولایت تشریعی یعنی حقّ تبیین وتشریح احکام وآیات الهی ورهبری سیاسی ودینی واجتماعی جامعه، که اصطلاحا به آن امامت گفته می شود؛ از منزلت والای ولایت تکوینی نیز برخوردارند. این بُعد از کمال که گاهی از آن تعبیر به «ولایت تصرّف» و «ولایت معنوی» می شود، نوعی از اقتدار وتسلط فوق العاده در امور نظام هستی است که با توجه به دارا بودن مراتب بالای کمالات معنوی و قرب به حضرت حقّ با عنایات مخصوص خداوند متعال معجزات وکرامات منقول از آن ذوات مقدسه، ناشی از این بُعد ولایتی آنهاست.
توضیح آن که برطبق جهان بینی اسلامی، انسان از چنان استعدادی برخوردار است که از طریق انجام عبادات وترک گناهان می تواند به مرتبه ای از کمال برسد که تمام اعضاء وجوارح بدن او الهی بشود. یعنی به جایی می رسد که چشم او جز حقّ را نمی بیند و گوش او به غیر از حقّ را نمی شناسد، وپای او جز در راه حقّ قدم بر نمی دارد ودست او جز در مسیر حقّ کاری انجام نمی دهد.
و در یک کلام در تمام رفتارها و عملکردها جز به کار حقّ خود را مشغول نمی سازد. یعنی به تمام معنی خلیفةاللّه می شود. تصوّرات وتصرّفاتش همه رحمانی می گردد. از این مرتبه از کمال در حدیث قدسی مشهور که امام صادق علیه السلام آن را از وجود مبارک پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله روایت می کنند، با این تعابیر یاد شده است:
قال اللّه عزّوجلّ: ما تقرّب إلیّ عبدٌ بشی ءٍ أحبُ إلیّ ممّا افترضتُ علیه وإنّه یتقرّب الیّ بالنافلة حتی احبّهُ فإذا أَحْبَبْتُهُ کنتُ سمعهُ الذی یسمع بهِ وبصرهُ الذی یبصر بهِ ولسانه الذی ینطق به ویدهُ الذی یبطش بها. إن دعانی أجبته، وإن سألنی أعطیتهُ. (3) .
¬ خداوند عزّوجلّ می فرمایند: هیچ بنده ای با هیچ وسیله ای به من نزدیک نشده است که از فرائض نزد من محبوب تر باشد. همانا بنده به وسیله نوافل ومستحبّات -که من آنها را واجب نکرده ام ولی او تنها به خاطر محبوبیّت آنها در نزد من، به انجام شان می پردازد- به من نزدیک می شود تا به جایی که محبوب من می گردد، همین که محبوب من گشت، من گوش او می شوم که با آن می شنود، وچشم او می شوم که با آن می بیند، وزبان او می شوم که با آن سخن می گوید، ودست او می شوم که با آن حمله می کند. در این حال اگر مرا بخواند دعایش را اجابت می کنم، واگر از من چیزی درخواست کند آن را به او می دهم».
وقتی که انسان های معمولی از چنین قابلیّتی برخوردارند، به طریق اولی ائمه اطهارعلیهم السّلام به جهت کمالاتی که دارند می توانند از منزلتی برخوردار شوند که بتوانند در شئونات مختلف عالم تکوین تصرّفاتی داشته باشند.
در اشاره به برخورداری اهلبیت علیهم السّلام به سطح بالایی از این گونه ولایت است که در زیارت جامعه وارد شده است:
«بکم فتح اللّه وبکم یختم وبکم یمسک السماء أن تقع علی الأرض وبکم ینزّل الغیث»
«پروردگار عالم به برکت وجود شماست که خلق را آغاز می کند و آن را به پایان می رساند، وآسمان را از فرو افتادن بر زمین باز می دارد، و باران را فرو می فرستد».
به عبارت دیگر خداوند همه چیز را به وسیله شما که واسطه های فیض او هستید ایجاد و اداره می نماید. وهمچنین در دعای عدیله در تشریح وتبیین قسمتی از برکات وجود مبارک حضرت امام زمان علیه السلام آمده است:
«ثمّ الحجّة الخلف القائم المنتظر المهدی المرجی الذی ببقائه بقیت الدنیا وبیمنه رُزق الوری وبوجوده ثبتت الأرض والسماء».
«سپس -بعد از امام عسکری علیه السلام - حجّت بعدی، قائم منتظر مهدی علیه السلام است که وی آن مایه امیدی است که به برکت بقاء وجود مبارک او، دنیا باقی و برقرار، و مخلوقات عالَم از روزی برخوردارند. همینطور در سایه وجود اوست که نظم و انسجام زمین وآسمان پاحفظ می شود».
با در نظر گرفتن مطالب گذشته و تأمل در مضمون آیاتی همانند:
1 - یا أیها الذین آمنوا اتّقوا اللّه وابتغوا إلیه الوسیلة (4) .
¬ ای کسانی که ایمان آورده اید! تقوا پیشه کنید و وسیله ای برای تقرّب به خداوند انتخاب کنید.
2- ولو أنّهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤک فاستغفروا اللّه واستغفر لهم الرسول لوجدوا اللّه توابا رحیما (5) .
¬ اگر آنها هنگامی که به خود ستم کردند -گناه مرتکب شدند- و به سراغ تو آمده، و از خداوند طلب عفو و بخشش می کردند، و تو نیز برای آنها طلب عفو می نمودی، خداوند را توبه پذیر ورحیم می یافتند».
3- قالوا یا أبانا استغفر لنا ذنوبنا إنّا کنّا خاطئین قال سوف استغفر لکم ربّی انّه هو الغفور الرحیم (6) .
¬ برادران یوسف گفتند: ای پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطاکار بودیم! یعقوب در پاسخ آنها فرمود: به زودی برای شما از خداوند طلب آمرزش خواهم کرد، همانا او آمرزنده ومهربان است».
و همچنین از دقت در مدلول و مضمون روایاتی نظیر:
1- روایت ابوالوفای شیرازی که بر طبق آن رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمودند:
«چون درمانده و گرفتار شدی پس به حجّت استغاثه کن که او تو را در می یابد، و حجّت برای کسی که از او استغاثه کند پناه و فریاد رس است». (7) .
2- مرد نابینایی تقاضای دعا از پیامبرصلّی اللّه علیه و آله برای شفای بیماری اش کرد، پیغمبرصلّی اللّه علیه و آله به او دستور دادند که چنین دعا کند:
«اللّهم إنّی أسئلک وأتوجه إلیک بنبیّک محمّد نبیّ الرحمة، یا محمّد إنّی توجّهت بِک إلی ربّی فی حاجتی لتقضی لی اللّهم شفّعه فیّ» (8) .
¬ خداوندا! من از تو به خاطر پیامبرت که پیامبر رحمت است تقاضا می کنم وبه تو روی می آورم. ای محمّد! به وسیله تو به سوی پروردگارم برای انجام حاجتم توجه پیدا می کنم، ای خدای من! او را شفیع من قرار بده».
3 - آنگاه که مادر گرامی حضرت علی علیه السلام رخت از جهان بربست، پیغمبر اکرم علیهم السّلام به او چنین دعا فرمود:
«اغفر لأمّی فاطمة بنت أسد و وسّع علیها مدخلها بحقّ نبیّک والأنبیاء الذین من قبلی» (9) .
«خداوندا! مادرم فاطمه دختر اسد را بیامرز، و قبر را برای او وسیع گردان؛ بحقّ پیغمبرت وپیغمبرانی که قبل از من بوده اند».
4- از امام رضاعلیه السلام نقل شده است که آن حضرت فرمودند:
هر گاه سختی و گرفتاری به شما روی آورد به وسیله ما از خدای عزّوجلّ کمک بخواهید و این است معنی کلام خداوند متعال در قرآن کریم: «و للّه الاسماء الحُسنی فادعوه بها» (10) .
و دعاهای زیادی در توسل به خدای متعال بوسیله امامان علیهم السّلام در متون روایی وارد شده است از جمله در زمینه توسل به امام زمان علیه السلام چنین آمده است:
اللّهم انّی اسألک بحقّ ولیّک و حجّتک صاحب الزّمان اِلاّ اغتنی به جمیع اموری و کفیتنی به موتة کل موذٍ و طاغٍ و باغٍ و اغتنی به فقد بلغ محمودی و کفیتنی کل عددٍ و همٍّ و غم و دین و وُلدی و جمیع اهلی و اخوانی و من یعنینی امرُه و خاصّتی آمین یا ربّ العالمین. (11) .
بار خدایا من از تو می خواهم به حقّ ولیّ و حجّتت صاحب الزمان علیه السلام که مرا بر تمام امور یاریم کنی و به او شرّ هر گونه موذی و سرکش و ستمگری را از من دور گردانی و به آن حضرت مرا یاری کنی که تلاشم به آخر رسیده و هر گونه دشمنی و همّ و غم و اندوه و قرض را از من و فرزندانم و تمام خاندانم و برادرانم و هر کس که کارش به من مربوط می شود و بستگان نزدیکم، کفایت کنی، ای پروردگار عالمیان! همه این درخواست های مرا اجابت فرما.
باز در این باره حضرت امام حسن عسکری علیه السلام می فرمایند:
روزی سلمان فارسی؛ به گروهی از یهودیان برخورد کرد که در محلی نشسته بودند وقتی چشم آنها به سلمان افتاد از او خواستند که هر چیزی را که همان روز از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله شنیده است برای آنها تعریف کند. از آنجا که سلمان؛ به اسلام آوردن آنها علاقه داشت خواهش آنها را اجابت کرد و نزد آنها رفته، چنین گفت: شنیدم حضرت محمدصلّی اللّه علیه و آله می فرمودند: خداوند عزّوجلّ می فرماید: ای بندگان من! آیا چنین نیست که هر کس حاجت های بزرگی از شما بخواهد آنها را بر آورده نمی سازید مگر آنکه محبوب ترین افراد را نزد شما واسطه بیاورد، آنگاه آن حاجت را به احترام آن شفاعت کننده بر ایشان برمی آورید؟
الا! فاعلموا ان اکرم الخلق علیّ وافضلهم لویّ محمّد و اخوه علیّ و من بعده من الائمة الذین هم الوسائل الیّ الا فلیدعنی من همّته حاجة یرید نفعها او دهمته داهیة یرید کف ضررها تستشفعون الیه باعزّ الخلق علیه....
توجه کنید و بدانید که گرامی ترین و برترین مخلوق در نزد من محمّدصلّی اللّه علیه و آله و برادر او علی علیه السلام و بعد از او سایر امامانی هستند که آنها وسیله به سوی من می باشند. همانا هر کس حاجتی برایش اهمیت دارد و نفع آن را خواستار است، یا حادثه بزرگی برای او پیش آمده است که می خواهد ضرر آن را دفع کند مرا به وسیله محمّدصلّی اللّه علیه و آله و خاندان او بخواند؛ من حاجت چنین کسی را به بهترین شکل بر طرف خواهم ساخت. همانگونه که اگر عزیزترین کس را نزد فردی شفیع ببرید او نیاز شما را به جهت شفاعت آن عزیزش به نحو احسن بر می آورد. (12) .
حکایات زیادی که در این زمینه در تاریخ وارد شده است، نظیر آنچه که «ابن حجر» در کتاب «صواعق» از امام شافعی پیشوای معروف اهل تسنّن نقل می کند که وی در مواقعی که به یاد سختی های روز قیامت و رسیدگی به نامه اعمال و... می افتاد به اهل بیت پیامبرعلیهم السّلام توسّل می جست و چنین می سرود:
آل النبی ذریعتی
وهم إلیه وسیلتی
ارجو بهم اُعطی غدا
بید الیمینِ صحیفتی
«خاندان پیامبر وسیله من هستند؛ آنها در پیشگاه خداوند وسیله تقرّب من هستند؛ امیدوارم به سبب عنایت آنها در فردای قیامت نامه عمل من به دست راست من داده شود». (13) .
همچنین بر طبق نقل بیهقی، یک سالی در زمان خلافت عمربن خطاب در مدینه و سایر سرزمین های اسلامی خشکسالی رخ داد. بلال حبشی به همراه عده ای از صحابه، سرقبر پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله آمد وخطاب به آن حضرت چنین گفت:
«یا رسول اللّه استسقِ لأمّتک... فإنّهم قد هلکوا...» (14) .
¬ ای رسول خدا! از خداوند تبارک وتعالی برای امّتت باران رحمت درخواست کن؛ بدرستی که آنها در آستانه نابودی واقع شده اند».
مسائلی چون شفاعت، توسل، واسطه قرار دادن اهل بیت اطهارعلیهم السّلام و برآورده شدن حاجت ها، صورت منطقی و قابل دفاع برهانی دارد. زیرا این کار به دستور خداوند متعال باتوجه به منزلت ومقامی که حضرات معصومین علیهم السّلام دارند، انجام می گیرد. به عنوان مثال دلیل بر صحت این ادعا آن است که در زیارت حضرت ولیّ عصرعلیه السلام تصریح شده که واسطه قرارگرفتن آن حضرت در برآورده شدن نیازمندیها، به خاطر جایگاه والایی است که آن حضرت در پیشگاه خداوند دارند.
«فقد توجّهت إلیک بحاجتی لعلمی أنّ لک عند اللّه شفاعةً مقبولةً ومقاما محمودا» (15) .
¬ به این خاطر برای بر آورده شدن حاجتم به تو روی آوردم که می دانستم در پیشگاه خداوند متعال از چنان منزلتی بر خورداری که شفاعت تو قبول می شود».
از دقّت در مفاد و مضمون این گونه از تعابیر که در ادعیه و روایات به نمونه های زیادی از آنها بر می خوریم، شبهاتی که در زمینه مسأله توسّل -که از طرف افراد کنجکاو ولی کم اطلاع، یا مغرضان آگاه-، در طول تاریخ مطرح شده است برطرف می گردد. چرا که بر طبق رهنمودهای موجود در منابع اصیل اسلامی، قدرت تصرّف انبیاء الهی واهل بیت عصمت علیهم السّلام در امور تکوینی عالم، در طول اراده وقدرت خداوند متعال است که به اذن واراده او انجام می گیرد و گرنه هرگز از یک نفر عالِم عاقل شنیده نشده است که بگوید: قدرت آنها در عرض ویا در مقابل اراده خداوند قرار دارد.
بر این اساس است که در قرآن کریم، آنجا که درباره ثبوت ولایت تکوینی برای حضرت عیسی علیه السلام سخن گفته می شود؛ تعبیر این است که آن حضرت با اذن واراده خداوند بود که توانست کور مادرزاد را بینا، و مرده ای را زنده نماید:
...أنِّی أخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْرَا بِإذْنِ اللّهِ وَأُبْرِئُ الأکْمَهَ والأبْرَصَ وَأُحْیِ الْمَوْتَی بِإذْنِ اللّه... (16) .
...¬ من از گل چیزی به شکل پرنده می سازم سپس در آن می دمم و به فرمان خدا پرنده ای می گردد و به اذن خدا کور مادر زاد و مبتلایان به برص (پیسی) را بهبود می بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده می کنم...»
بنابراین، اقتدار فوق العاده تصرّف در شئون هستی، که در عرف عامه مردم از آن به برخورداری از توان انجام دادن کرامات و قدرت ارائه معجزات تعبیر می شود در حقیقت یک نعمت بزرگ خدا دادی است که در نتیجه سیر کمالات روحی و تحصیل اعلای از قرب الهی به افرادی خاصّ از انسانها اعطا می شود، و آنها به برکت همان نعمت الهی می توانند در جهان هستی تصرّفات فوق العاده ای بنمایند، و این صفت کمالی از نظر ضعف و قوّت دارای مراتبی است که در اثر میزان قرب و بُعد و مقدار سیر معنوی در افراد مختلف فرق می کند.
نتیجه آن که اعتقاد به برخورداری ائمه اطهارعلیهم السّلام از چنین موهبتی، نه شرک است ونه سبب انکار قدرت واراده مطلقه خداوند می شود.
وقتی اصل مسأله توسّل به اهل بیت علیهم السّلام صورت قابل توجیه منطقی و برهانی پیدا کرد، مطلب بعدی این است که توسّلات به چه شکل و یا شیوه ای باید انجام گیرند؟
در این باره باتوجه به شرایط مختلف که پیش می آید دستور العمل های متفاوتی از ائمه اطهارعلیهم السّلام نقل شده است که از جمله آنها شیوه عریضه نویسی است. در اینجا با هدف آشنائی بیشتر با کمّ و کیف این کار، نخست نمونه هایی از عریضه های موجود در کتابهای مفصّل روایت و ادعیه، ارائه گردیده، سپس تعدادی از حکایت های موجود در این زمینه که مشتمل بر اطلاعات کاملتری هستند جهت استفاده بیشتر علاقمندان به همراه توضیحات لازم تقدیم خواهد شد.

عریضه امام صادق

در تحفة الزائر نقل شده است که امام صادق علیه السلام فرمودند: هرگاه کسی حاجت ودرخواستی ازخداوند متعال داشت ویا از موضوعی در هراس بود، آن را به این ترتیب که بیان می شود بر روی کاغذی بنویسد:
«بسم اللّه الرحمن الرحیم اللّهم إنّی أتوجه إلیک بأحبِّ الأسماءِ إلیک وأعظمها لدیک وأتقرب وأتوسل إلیک بمن أوجبت حقّه علیک بمحمّدٍ وعلی وفاطمة والحسن والحسین وعلی بن الحسین ومحمد بن علی وجعفر بن محمد وموسی بن جعفر وعلی بن موسی ومحمد بن علی وعلی بن محمد والحسن بن علی والحجّة المنتظر صلوات اللّه علیهم أجمعین، اکفنی کذا وکذا...»
«به نام خداوند بخشنده مهربان، پروردگارا! من با شفیع قرار دادن محبوبترین اسماء و بزرگترین آنها در پیشگاه تو، رو به سوی تو می آورم و به وسیله کسانی که رعات حقّ و احترامشان را بر خودت لازم دانسته ای به درگاهت تقرّب جسته و به حضرتت توسل پیدا می کنم؛ به حق محمّدصلّی اللّه علیه و آله و علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمّدبن علی و جعفربن محمّد وموسی بن جعفر و علی بن موسی ومحمّدبن علی و علی بن محمّد و حسن بن علی علیهم السّلام و به حق حجت منتظر (که درود تو بر همه این بزرگواران باد) حاجت مرا که عبارت از... است برآورده ساز.
سپس آن نوشته را در آب جاری یا در چاهی بیندازد انشاء اللّه خداوند متعال حاجت و درخواست او را بر می آورد». (17) .

عریضه به امام زمان

الف - مرحوم محدّث قمی در کتاب منتهی الآمال به نقل از تحفة الزائر علامه مجلسی ومفاتیح النجاة سبزواری می نویسد: هرکس حاجتی دارد، آنچه را که ذکر می شود در یک قطعه کاغذی بنویسد ودر ضریح یکی از ائمه علیه السلام بیندازد، یا کاغذ را ببندد ومهر کند وخاک پاکی را گِل سازد، وآن را در میان گِل بگذارد ودر نهر یا چاه آب یا برکه ای بیندازد، با این نیت که انشاء اللّه به خدمت حضرت صاحب الزمان صلوات اللّه وسلامه علیه برسد، و آن بزرگوار عهده دار برآورده شدن حاجت وی می شود؛ عریضه این چنین نوشته می شود:
«بسم اللّه الرحمن الرحیم»
«کتبت یا مولای صلوات اللّه علیک مستغیثا وشکوتُ ما نزل بی مستجیرا باللّه عزّوجلّ ثمّ بِک من أمرٍ قد دهمنی واشغلَ قلبی وأطال فکری وسلبنی بعض لُبّی وغیّر خطیر نعمة اللّه عندی واسلمنی عند تخیّل وروده الخلیل وتبرء منّی عند ترائی إقباله إلیّ الحمیم وعجزتْ عن دفاعه حیلتی وخاننی فی تحمله صبری وقوّتی فلجأت فیه إلیک وتوکلت فی المسألةِ للّه جلّ ثناؤه علیه وعلیک فی دفاعه عنّی علما بمکانک من اللّه ربّ العالمین، ولیّ التدبیر ومالک الاُمور واثقا بک فی المسارعة فی الشفاعة إلیه جلّ ثنائه فی امری متیقّنا لإجابته تبارک وتعالی إیاک باعطائی سؤلی وأنت یامولای جدیر بتحقیق ظنّی وتصدیق أملی فیک فی أمر کذا وکذا (وبه جای کذا وکذا حاجات خود را ذکر نماید) فیما لا طاقة لی بحمله ولاصبر لی علیه وان کنت مستحقا له ولاضعافه بقبیح افعالی وتفریطی فی الواجبات التی للّه عزّوجلّ فأغثنی یامولای صلوات اللّه علیک عند اللّهف وقدّم المسألة للّه عزّوجلّ فی أمری قبل حلول التلف وشماتة الأعداء فبک بسطت النعمة علیّ وأسئل اللّه جلّ جلاله لی نصرا عزیزا وفتحا قریبا فیه بلوغ الآمال وخیر المبادی وخواتیم الأعمال والأمن من المخاوفِ کلّها فی کل حال إنّه جلّ ثنائه لما یشاء فعّال وهو حسبی ونعم الوکیل فی المبدء والمآل».
آنگاه در کنار نهر یا چاه یا برکه آب بایستد ویکی از وکلای آن حضرت در دوره غیبت صغری را در نظر بیاورد (عثمان بن سعید عمروی، یا پسر او محمد بن عثمان، یاحسین بن روح یا علی بن محمد سمری) و با نام او را بخواند:
«یا فلان بن فلان - مثلا عثمان بن سعید سپس این چنین ادامه دهد:- سلام علیک أشهد أنّ وفاتک فی سبیل اللّه وأنّک حیٌّ عند اللّه مرزوق وقد خاطبتک فی حیاتک التی لک عند اللّه عزّوجلّ وهذه رقعتی وحاجتی الی مولانا علیه السلام فسلّمها إلیه وأنت الثقة الأمین».
سپس نوشته را در همان نهر یا چاه یا برکه آب بیندازد، انشاء اللّه حاجت او برآورده خواهد شد. (18) .
ب - و همچنین در این زمینه مرحوم محدّث نوری در کتاب نجم الثاقب عریضه ای را خطاب به امام زمان علیه السلام از کتاب سعادات به این صورت نقل کرده است.
«بسم اللّه الرحمن الرحیم»
توسّلت إلیک یا أبا القاسم محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن علی بن أبی طالب النبأ العظیم والصراط المستقیم وعصمة اللاجین بأمّک سیّدة نساء العالمین وبآبائک الطاهرین وبامّهاتک الطاهرات، بی-س والقرآن الحکیم والجبروت العظیم وحقیقة الإیمان ونور النور وکتاب مسطور ان تکون سفیری إلی اللّه تعالی فی الحاجة... (بعد حاجت خود را می نویسد) و این نوشته را در مقداری گِل پاک گذاشته و آن را در آب جاری می اندازد و در همان حال یکی از نواب اربعه را صدا کرده می گوید: یا عثمان بن سعید ویا محمد بن عثمان و... اوصلا قصّتی الی صاحب الزمان صلوات اللّه علیه. (19) .
ج - در کتاب دعای بحارالانوار مرحوم علامه مجلسی، عریضه دیگری از کتاب مصباح شیخ ابوجعفر طوسی؛ با این عبارت آمده است:
بسم اللّه الرحمن الرحیم
«الی اللّه سبحانه وتقدّست اسماؤه، ربّ الأرباب وقاصم الجبابرة العظام، عالم الغیب، کاشف الضرّ، الذی سبق فی علمه ما کان وما یکون، من عبده الذلیل المسکین، الذی انقطعت به الاسباب، طال علیه العذاب، وهجرة الأهل، وباینه الصدّیق الحمیم، فبقی مرتهنا بذنبه، قد أوبقه جرمه، وطلب النجاة فلم یجد ملجأً ولا ملتجأً غیر القادر علی حلّ العقد ومؤبّد الأبد، ففزعی إلیه واعتمادی علیه ولا لجأ ولا ملتجأ إلاّ إلیه.
اللّهم إنّی أسألک بعلمک الماضی، وبنورک العظیم، وبوجهک الکریم، وبحجّتک البالغة أن تصلّی علی محمد وعلی آل محمّد وان تأخذ بیدی وتجعلنی ممن تقبل دعوته وتقیل عثرته وتکشف کربته وتزیل ترحته، وتجعل له من امره فرجا ومخرجا وتردّ عنّی بأس هذا الظالم الغاشم وبأس الناس یاربّ الملائکة والناس، حسبی أنت وکفی من أنت حسبه، یا کاشف الاُمور العظام فإنّه لاحول ولاقوّة إلاّ بک». (20) .
متن این استغاثه به درگاه خداوند تبارک وتعالی را به همراه عریضه ای که خطاب به حضرت امام زمان علیه السلام با این عبارات نقل شده است:
بسم اللّه الرحمن الرحیم
«توسلت بحجة اللّه الخلف الصالح، محمّد بن الحسن بن علی بن محمّد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب النبأ العظیم والصراط المستقیم والحبل المتین عصمة الملجأ وقسیم الجنة والنّار أتوسّل إلیک بآبائک الطاهرین الخیّرین المنتجبین واُمّهاتک الطاهرات الباقیات الصالحات الذین ذکرهم اللّه فی کتابه فقال عزّ من قائل الباقیات الصالحات وبجدّک رسول اللّه صلّی اللّه علیه وآله وخلیله وحبیبه وخیرته من خلقه أن تکون وسیلتی الی اللّه عزّوجلّ فی کشف ضُرّی وحلّ عقدی وفرّج حسرتی وکشف بلیّتی وتنفیس نزحتی وبکهیعص وبیس والقرآن الحکیم وبالکلمة الطیّبة وبمجاری القرآن وبمستقر الرحمة وبجبروت العظمة وباللوح المحفوظ وبحقیقة الإیمان وقوام البرهان وبنور النور وبمعدن النور والحجاب المستور والبیت المعمور وبالسبع المثانی والقرآن العظیم وفرائض الاحکام والمکلّم بالعبرانیّ والمترجم بالیونانی والمناجی السریانی وما دار فی الخطرات وما لم یحط به لالظّنون من علمک المخزون وبسترک المصون والتوراة والانجیل والزبور یاذا الجلال والاکرام صلّ علی محمد وآله وخذ بیدی وفرج عنّی بأنوارک واقسامک وکلماتک البالغة إنّک جواد کریم وحسبنا اللّه ونعم الوکیل ولاحول ولاقوّة إلاّ باللّه العلیّ العظیم وصلواته وسلامه علی صفوته من ربیّته محمّد وذرّیته».
و آنگاه رقعه استغاثه را با بوی خوش معطر می سازد و در میان رقعه، عریضه امام زمان علیه السلام را قرار داده و هر دو را در داخل گِل پاک می گذارد. سپس دو رکعت نماز می خواند و بعد، آن را به درون چاه آب یا نهر جاری می اندازد و بهتر است که این کار در شب جمعه انجام گیرد. ضمنا وقتی که عریضه را در چاه یا نهر آب انداخت بلافاصله این دعا را بخواند:
«اللّهم إنّی اسألک بالقدرة التی لحظت بها البحر العجاج فأزبد وهاج ورماج وکان کاللیل الداجّ طوعا لأمرک وخوفا من سطوتک فانتق اُجاجه وابتلق منهاحه وسجت جزائره وقدست جواهره تنادیک حیتانه باختلاف لغاتها الهنا وسیدنا ما الذی نزل بنا وما الذی حلّ ببحرنا فقلت لها اسکنی سأسکنک ملیّا واجاور بکِ عبدا زکیّا فسکن وسبّح و وعد بضمائر المنح فلمّا نزل به ابن متّی بما ألمّ الظنون فلمّا صار فی فیها سبّح فی امعائها فبکت الجبال علیه تلهّفا واشفقت علیه الأرض تأسّفا فیونس فی جوفه کموسی فی تابوته لأمرک طائع ولوجهک ساجد خاضع فلمّا أحببت أن تقیه القیته بشاطی ء البحر شلوا لاتنظر عیناه ولاتبطش یداه ولاترکض رجلاه وانبتّ منّةً منک علیه شجرةٌ من یقطین وأجریت له فراتا من معین فلمّا استغفر وتاب خرقت له الی الجنة بابا إنّک أنت الوهاب. وتذکر الائمة واحدا واحدا. (21) سپس همه اسامی دوازده امام علیهم السّلام رإ ذکر می کند.

پی نوشتها:

(1) الرائد، ج 2ص183.
(2) فرهنگ معین، ج 2ص 2288.
(3) کافی، ج 1ص 352.
(4) سوره مائده، آیه 35.
(5) سوره نساء، آیه 64.
(6) سوره یوسف، آیه 97و 98.
(7) نجم الثاقب، ص 787.
(8) وفاء الوفاء، ج 3ص 1372.
(9) جامع کبیر طبرانی.
(10) بحار الانوار، ج 94 ص 22ح 17.
(11) بحار الانوار، ج 94ص 34ح 22.
(12) بحار الانوار، ج 22ص 369ح 9.
(13) التوصل الی حقیقة التوسل، ص 329.
(14) مدرک پیشین، ص 253.
(15) بحار الانوار، ج 101ص 374.
(16) سوره آل عمران، آیه 49.
(17) مفاتیح الجنان، ص 765 بحار الانوار، ج 91ص 235و 236.
(18) منتهی الآمال، ص 334.
(19) نجم الثاقب، ص 421.
(20) نجم الثاقب، ص 421.
(21) بحار الانوار، ج 91ص 28و 29.



برچسب ها : عریضه نویسی،مام،عصر،زیارت،جامعه ,
[ شنبه 15 شهريور 1393 ] [ 21:37 ] [ رضا ]